حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
418
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
بكشت تا از اختلاف او ايمن شود . تركان را استمالت كرد و چون در اوائل دوران امارت وى ميان ترك و ديلم نزاع افتاد جانب تركان را گرفت تا از نفوذ ديلمان بكاهد . اما استمالت تركان و تضعيف ديلمان كارى نساخت ، خطر از برون بود و فخر الدوله كه ولايت رى و همدان و اصفهان داشت طمع در عراق بست . صاحب بن عباد وزيرش او را بدينكار تشويق ميكرد كه اميد داشت از بغداد همه قلمرو عباسيان را زير فرمان آرد ، مدتها اين آرزو در سر پرورانيده بود و از پس مرگ شرف الدوله فرصت را مناسب ديد و فخر الدوله را به سفر عراق و تصرف بغداد برانگيخت . وقتى خبر آمد كه فخر الدوله به اهواز رسيده بهاء الدوله مصمم شد سپاه او را پيش از وصول ببغداد تارومار كند . دو حريف در خوزستان روبرو شدند و بهاء الدوله فيروز شد و از آنجا راه واسط گرفت و سپاه به ارگان فرستاد و قلعه را بگشود و اموال آن را كه 000 / 000 / 1 دينار طلا و 000 / 000 / 8 درم بود به تصرف آورد . در اين هنگام صمصام الدوله كه از مدتها در فارس محبوس بود از بند درآمد و با نيروئى كه فراهم آورده بود بنزديك شيراز با بهاء الدوله روبرو شد ( 380 ) و ميان دو حريف صلح افتاد كه فارس و ولايت ارگان از صمصام الدوله باشد و بهاء الدوله بر خوزستان و عراق حكومت كند و طرفين قسم ياد كردند و بهاء الدوله بخوزستان بازگشت ولى صلح نپاييد و بهاء الدوله بفكر تسلط فارس افتاد و صمصام الدوله نيز بتلافى پيمان - شكنى او بخوزستان تاخت و چون نايب بهاء الدوله در آنجا مرده بود و تركان دل به بازگشت بغداد داشتند تصرف خوزستان آسان بود ( 385 ) ، از آن پس صمصام الدوله بصره را نيز بگرفت ( 385 ) و بر دروازه بغداد بود كه مهذب الدوله فرمانرواى هور مانع فيروزى نهائى وى شد و از پس پيكارها ميان صمصمام الدوله و بهاء الدوله صلح شد و در بصره بنام آنها و مهذب الدوله خطبه خواندند اما نزاع دو بويهى پايان نيافت